ناچارم به تو

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به تو
بعد از این یک عمر بی مهری بدهکارم به تو

تو همیشه در پی آزار من بودی ولی
من دلم راضی نشد یک لحظه آزارم به تو

راست می گویم ولی حرف مرا باور مکن
این که ممکن نیست دل را باز بسپارم به تو

خوب می دانم برای من کسی مثل تو نیست
خوب می دانم که روزی باز ناچارم به تو

می روم شاید دلت روزی گرفتارم شود
می روم .... اما گرفتارم ... گرفتارم به تو


مهتاب یغما

/ 0 نظر / 7 بازدید