عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

ر بار خواست چای بریزد نمانده ای


رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای




تنها دلش خوش است به اینکه یکی دو بار



با واسطه "سلام" برایش رسانده ای




حالا صدای او به خودش هم نمیرسد



از بس که بغض توی گلویش چپانده ای




دیدم که شهر باز پر از عطر مریم است



گفتند باز روسری ات را تکانده ای




میخندی و برات مهم نیست ... ای دریغ



من آن نهنگی ام که به ساحل کشانده ای




بدبخت من...



فلک زده من...



بد بیار من...



امروز عصر چای ندارم... تو مانده ای!


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/٩/۱٢ ۳:۳٩ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ