عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

دوش آن رشته های یاس که بود

خقته بر سینه ی دل انگیزت

راست گفتی که ارزوی منست

که چنان گشته گردن آویزت

**

با چه لبخند های ناز آلود

با چه شیرین نگاه شور انگیز

باز کردی ز گردن و دادی

به من آن یاس های عطر آمیز

**

بوسه دادم بسی به یاد تواش

دلم از دست رفت و مست شدم

آن چنانش به شوق بوییدم

که به بوی خوشش ز دست شدم

**

دوش تا وقت بامداد مرا

گل تو در کنار بالین بود

در بر من بخفت و عطر افشاند

بسترم تا به صبح مشکین بود

**

به شگفت آمدم که این همه بوی

زگلی این چنین عجب باشد

حیرتم زد که راز این گل چیست؟

که چنینم از آن طرب باشد

**

آه دانستم ای شکوفه ی ناز

راز این بوی مستی آمیزت

کاندر آن رشته بود پیچیده

تاری از گیسوی دل آویزت


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/٩/۱٢ ٢:۳٥ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ