عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

از ریشه می کَنَند درخت بلند را

آن نخل بی شکوفه ی گیسو کمند را

مادر!صدا ،صدای عروسی ست گوش کن

دارند می بَرند همان قد بلند را

مادر! ببین زنان چه جسورانه بسته اند

برجای جای بوسه ی من دستبند را

مادر مراببخش که هنگام رفتن است

وقت است تا رهاکنم این قید و بند را


اینک وصیتی ست مرا:«روز مرگ من

آنان که تا کنار جسد می رسند را،

-تأکید کن بگو  که بخوانند جای «حمد»

این شعرهای ساده ی مردم پسند را»

جواد ضمیری


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/٩/۱۱ ۳:٠٥ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ