عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو

راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت

می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام

آنچه با من لرزش لب های بی تا ب تو گفت

**

چیست ای دلدار!...این اندوه بی آرام چیست

گز نگاهت می تراود نازدار و شرمگین ؟

آه می لرزد  دلم از ناله ی اندوهبار

کیست این بیمار در چشمت که میگرید حزین؟

**

چون خزان آرا گل مهتاب ،رویا رنگ و مست

می شکوفد در نگاهت راز عشقی نا شکیب

وز میان سایه های وحشی اندوه رنگ

خنده میریزد به چشمت آرزویی دل فریب

**

چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار

میتراود از نگاهت گریه ی پنهان دوش

آری ای چشم گریز آهنگ سامان سوخته

بر چه گریان گشته بودی؟از من وامپوش!!!

**

بر چه گریان گشته بودی؟؟آه ای چشم سیاه!

از تپیدن باز می ماند دل خوش باورم

در گمان این که شاید ...شاید آن اشک نهان

بود در خلوت سرای سینه ات یاد آورم


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/٩/۱۱ ٢:٢٥ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ