عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

رفتو چشمم را برایش خانه کردم...

بر نگشت

بس دعاها از دل دیوانه کردم...

 بر نگشت

شب شنیدم زاهدی گفت:او افسانه بود

دروفایش خویش را افسانه کردم...

 برنگشت

شوق عشقم را که روزی میربود از او قرار

تا سحر گاهان برایش موعظه کردم...

بر نگشت

تا درآن غربت نسوزد از غم بی هم دمی

تارو پودم را بر او پروانه کردم...

 برنگشت

این منه مسجد نشین عاشق سجاده را

مدتی هم، ساکن می خانه کردم...

 بر نگشت

چون بداند در ره او با کسانم کارنیست

خویش را بادیگران بیگانه کردم...

 بر نگشت

رفتو چشمم را برایش خانه کردم...

بر نگشت

بس دعاها از دل دیوانه کردم...

بر نگشت

عاقبت هم در امید ایکه بر میگردد او

عالمی را، در غمش ویرانه کردم...

 برنگشت

 


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/۸/٢٤ ۳:٤۱ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ