عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چکآپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جوابمیده:

هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یهدختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرتچیه دکتر؟

دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خببذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اونهیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار ازبس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل. همینطور کهمیرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتررو به طرف پلنگ نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته رویزمین!

پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتماً یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!

دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقاًمنظور منم همین بود!

-----------------------

نظر فراموش نشه


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/۱۱/۱٠ ٢:٠٧ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ