عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

باز این دل سرگشته من یاد آن قصه شیرین افتاد

بیستون بودو تمنای دو دوست

آزمون بود و تماشای دو عشق

در زمانیکه چو کبک

خنده میزد " شیرین"!

تیشه میزد "فرهاد"!

نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس

نه توان کرد ز بی دردی شیرین فریاد

کار شیرین به جهان شور برانگیختن است!

عشق در جان کسی ریختن است!

کار فرهاد برآوردن میل دوست

خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن

خواه با کوه در آویختن است

رمز شیرینی این قصه کجاست؟

که نه تنها شیرین بی نهایت زیباست....

آنکه آموخت به ما درس محبت می خواست

جان چراغان کنی از عشق کسی

به امیدش ببری رنج بسی...

تب و تابی بودت هر نفسی...

به وصالش برسی یا نرسی...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٩/٢ ٢:٤٤ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ