عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

 

خواستم که شیدایت کنم مفتون چشمانت شدم
در عشق رسوایت کنم پای بند پیمانت شدم


خواستم سخن از دل بگم
دیدم دل میبری ، دین میبری ، مومن به ایمانت شدم


گفتم مرحم نهم بر زخم خویش سازش کنم با اخم خویش
بیهوده بود تجویز من محتاج به درمانت شدم


خواستم پنهان کنم این راز را این سوز و این گداز را
غافل که من انگشت نمای شهر و سامانت شدم


می دونی خیلی وقته که رفتی
دلمو تکه تکه کردی


مثل یک تکه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره کردی
یادته گفتی به من که عاشقی

حالا باش ببین چه وعده کردی
تو گفته بودی طبیب دل بیمارانی
پس طبیب دل من باش که بیمار توام


تو هم رفتی رها کردی دلم را
دو صد چندان نمودی مشکلم را


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٩/۱ ٢:٥۸ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ