عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

 

 

 

 

زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود

تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود

هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم

سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود

بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست

آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود!

یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم

در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود!

غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس

در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود

از من گذشت دختر باران! ولی بدان

این رسم عشق بازی پروانه ها نبود

با آخرین قطار از این شعر دل برید

مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود"

حامد بهاروند


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/۸/۳٠ ۱:٤٦ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ