عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟



تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟



تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را

بکشم...؟



تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند



نزدیک و نزدیک تر کندتا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟...





تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم و دلم برایت تنگ شود؟



تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!



تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم

و تا کی باید

لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته

ام !



یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم !



یک عاشق دیوانه سر به هوا .....!




تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟...



تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن

است!

تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران

پنهان کنم؟



تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ،



عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!



تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم....



و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با

چشمانی



خیس و شاکی زندگی کنم؟



آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم



ولی در کنار تو نباشم ؟


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٧/٢۸ ٢:۳٤ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ