عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

تا صبح دم به یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم



با آسمان مفاخره کردیم تا سحر

او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم



او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید

من برق چشم ملتهبت را رقم زدم



تا کور سوی اخترکان بشکند همه

از نام تو به بام افق ها،علم زدم



با وامی از نگاه تو خورشید های شب

نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم



هر نامه را به نام و به عنوان هرکه بود

تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم



تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد

اشک از تو وام کردم و در باورم زدم



از شادی ام مپرس که من نیز در ازل

همراه خواجه،قرعه ی قسمت به غم زدم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٧/٢٤ ۳:٠٦ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ