عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

من چقد خوشبختم که به او دل دادم



بی هراس و تردید ، باورش می دارم



چه دلی داشت ز من ، نتوان باور کرد



گله هایی می کرد که توانم کم کرد



دوری چند روزه ، چقدر آزارش داد



که غریب و آشنا ، نام مجنونش داد



آن همه شادابی ، از وجودش دست شست



نا امیدی و درد ، روح او را آشفت



گفت که من چون آبم ، او وجودش تشنگی



حس و حال عشق او ، آخر آشفتگی



یعنی او تا این حد به دل من دل بست



که به روی هر کس راه عشقش را بست



حاصل این دوری ، باور قلبم بود



قلب پر دردی که ، در برش سخت آسود


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٧/٦ ۳:۱٦ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ