عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

لیلی قصه اش را دوباره خواند......برای هزارمین بار و مثل هربار لیلی قصه بازهم مرد.....لیلی گریست و گفت: کاش اینگونه نبود....خداگفت: هیچکس جزتو قصه ات را تغییر نمیدهد..لیلی قصه ات را عوض کن لیلی اما میترسید..لیلی به مردن عادت داشت..تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود.....خدا گفت: لیلی عشق میورزد تا نمیرد...دنیا لیلی زنده میخواهد...لیلی اه نیست..لیلی اشک نیست..لیلی معشوق مرده تاریخ نیست..لیلی...زندگی کن....!! اگر لیلی بمیرد دگر چه کسی لیلی به دنیا اورد؟ چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟ چه کسی طعام نور در سفره های خوشبختی بچیند؟ چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟ چه کسی پیراهن عشق بدوزد؟ لیلی قصه ات را دوباره بنویس.......! لیلی به قصه اش بازگشت...این بار اما نه به قصد مردن که به قصد زندگی....و ان وقت به یاد اورد....که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده گمنام........!!!


پسر دلشکسته ۱۳٩۱/٩/۱٥ ۱:۳۱ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ