عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم....هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم....هنوز هم می یای تو خوابم تو شبای پر ستاره....هنوز هم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره.

 


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:۳۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

هر لحظه یادت میکنم شاید تو هم یادم کنی، همواره در فکر توام با یک نگاه شادم کنی، هرگز ندیدم از کسی لبخند زیبای تو را هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تو را.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:۳٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

مهم نبوده سوختنم دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من

نه قصه شکستنم به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم..


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:٢٩ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

خیلی سخته اون که میگفت واسه چشات میمیره، بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره، خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی، اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی، خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی، وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی، خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره، ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:٢٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

بخاطر تو قلب پر از کینه ام را پر از لطف و صفا می کنم

بخاطر تو همسفر باد می شوم و به دنبال تو می آیم

بخاطر تو هزاران ماهی سرخ را در دریای عشقت رها می کنم

بخاطر تو لحظات پایانی عمر را از نو آغاز می کنم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:٢٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

خود را به که بسپارم

وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدل

دلها همه از سنگ است

گویا که در این وادی

از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق

آلوده به صد رنگ است


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:٢۳ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

به پندار تو:

جهانم زیباست!

جامه ام دیباست!

دیده ام بیناست!

زیانم گویاست!

قفسم طلاست! به این ارزد که دلم تنهاست؟


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱:۱٩ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

اگر با گریه دریایی بسازم

اگر با خنده رویایی بسازم

اگر خنده شود در من فراموش

اگر گریه شود با من هم آغوش

تو را هرگز نخواهم کرد فراموش


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید...آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمی مونم

یه روز می گفتم عاشقم ، اما دیگه نمی تونم

تقصیر هیچکس دیگه نیست ، قصه ی ما تموم شده

حیف همه خاطره ها ، به پای کی حروم شده

دروغ می گفتی که ، برم از بی کسی دق می کنی

اشکاتو باور ندارم ، بی خودی هق هق می کنی

یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم می خوردی پیش من که جز تو عشقی نمی خوام

دست خودم نیست که دیگه هیچکسی باور ندارم

این چیزا تقصیر توه تلافیشو در می یارم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم

با اینکه می دانم پرستش کار کافر است می پرستمت

با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم

پس گناهکارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز

شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز

سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز

ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز

پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز

اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز

اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز

قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

خواستم با تو باشم نخواستی ، خواستم مونس و یارت باشم نخواستی

خواستم برای همیشه در کنارت باشم نخواستی خواستم هم گام و هم نفس روز های تنهایی ات باشم نخواستی ،

خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی ، خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی نخواستی ، هیچ کدام را نخواستی و نخواستی


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود.

دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

توی زندگی بعضی چیز ها بزرگ ، بعضی چیز ها کوچک ، بعضی چیز ها ساده و بعضی چیز ها مهم هستند

بزرگ مثل عشق

کوچک مثل غم

ساده مثل من

مهم مثل تو ...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی،لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره،ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

نگاهی کردی و از خود نگرانم کردی
نگران ،پیش نگاه دگرانم کردی
من نظر باز نبودم،تو به یک چشم زدن
در چراگاه نظر،چشم چرانم کردی


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

داستانک عاشقانه ( خاطره ی یک دوست عزیز )

سالهایی که دانشجو بودیم بعضی از استادها خیلی سفت و سخت حضور و غیاب را انجام می دادند
تعدادی هم برای مچ گیری ابتدا و انتهای کلاس این کارو می کردند،
یه هم دوره ای داشتم که عاشق یکی از دخترای کلاس شده بود.
هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، ایشون می گفت:
استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود می گفت:
استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
تازگی خبر دادند که خانم درگذشته و آگهی ترحیم خانم را با این مضمون چاپ کرده است:
هیچ کس زنده نیست ... همه مرده اند...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٧ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

مهم نیست که چند بهار در کنار هم زندگی کنیم،مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است .
در پایان زندگی،خیلی از ما خواهیم گفت:
کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب به هم نگاه کنیم !


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ۳:۱٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود زیباترین سخنی که شنیدم

سکوت دوست داشتنی توبود زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زیباترین انتظار زندگیم

حسرت دیدار توبود زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود زیباترین هدیه عمرم محبت توبود

زیباترین تنهاییم گریه برای توبود زیباترین اعترافم عشق توبود.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ۳:٠٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن... از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ۳:٠٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

کلامت گرم و شیرین چون ترانه ، نگاهت

دلفریب و شاعرانه
منم قایق به روی موج دریا ، تویی ساحل ، تویی لطف کرانه . . .


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ٢:٥٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

زندگی زیباست زشتی ‌های آن تقصیر ماست


در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روانی است روان می‌گذرد..........

آنچه تقدیر من و توست همان می ‌گذرد


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ٢:٢۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود


دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت

وقتی به ایستگاه رسیدند، پیرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت

می دانم از این گل ها خوشت آمده است. به زنم می گویم که دادم شان به تو

گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه کرد

که از پله‏ های اتوبوس پایین می رفت و وارد قبرستان کوچک شهر می شد


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٦ ٢:٢۳ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

بر سنگ مزارم بنویس :

زیر این سنگ جوانی خفته ست

با هزاران ای کاش . . .

و دو چندان افسوس !

که به هر لحظه عمرش گفته ست. . .

بنویس :

این جوان بر اثر ضربه کاری مرده ست !

نه !

بنویس:

این جوان در عطش دیدن یاری مرده ست. . .

جلوی روز وفاتم بنویس:

روز قربان شدن عاطفه در چشم نگار

روز پژمردن گل فصل بهار. . .

روز اعدام جنون بر سر دار. . .

روز خوشبختی یار . . .

روی سنگم بنویس :

آی گلهای فراموشی باغ !

مرگ از باغچه کوچکمان میگذرد داس به دست !

و گلی از لبخند میبرد از بر ما. . .


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٥ ٢:٤٤ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من ‏است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم

امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است

‏خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی ‏گفت : خوابی سالها دیر کرده است

در ایینه به خود نگاه میکنم آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است

راست ‏گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده





دوستم نداشت ، دروغ میگفت


هر بار که به سراغم می آمد با گریه میگفتم

راستش را بگو اگر مهر به دیگری داری ترا می بخشم .

و باز خنده ای میکرد و میگفت: جز تو مهر به کسی ندارم.

تا اینکه یکروز با گریه بسراغم آمد .

گفت مرا ببخش به تو دروغ گفتم . دل به دیگری دارم.

خنده تلخی کردم و گفتم من هم به تو دروغ گفتم

ترا نمی بخشم !!!!!


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٥ ٢:۳٥ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

برای شنیدن صدای که دوسش داری
همین لحظه هم دیر است
میرسد زمانی که افسوس خواهی خورد..
که انسوی سیم ها
کسی بی احساس میگوید
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد...




دردنیاکه مردانش عصاازکورمی دزدند

منه نادان خوش باورمحبت جست وجوکردم...



کدامین آب سمی شد که آب از آب میترسد...؟

وحتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد...!

گرفته دامن شب را سکوتی آنچنان مبهم...

که اشک از چشم و چشم از پلک و پلک از خواب میترسد...!


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٥ ٢:٢۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

می دانم وقتی بیایی
انکار می کنی نبودن هایت را
اما من، نبودن هایت را حس می کنم
با این بغضی که گلویم را سخت فشرده
و بی خبری هایم
و تویی که نیستی

امشب همه بودند
ولی چه فایده که من تو را می خواستم.


و تو بی آنکه نیم نگاهی بیاندازی از دستانم می لغزی و می روی

به من بگو...

گناه من چه بود که اینگونه با تو گره خوردم و
اینگونه می شکنم و
هیچ وقت التیام نمی یابم؟؟

به من بگو...
به کدامین گناه ِ نکرده
منتظرت نشسته ام
و از درون فرو می ریزم؟

کاش میشد ببخشمت... کاش راهی بود.شاید باشه....اما من نمیدونم

دلم بدجوری شکسته...





به جز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمیدانم

که شادی در همه عالم از این خوش تر نمیدانم



دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد...



از غم عشق چه میباید کرد؟
می توان قصه نوشت...
شعر سرود...
می توان گریه جانسوزی کرد....



می توان از غم عشق ماتم داشت...

دلـــــــــــــــــــــــــم شکستــــــــــــــــــــــــه












به راستی چه سخت است خندان نگهداشتن لبها
در زمان گریستن قلبها



و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی
و چه دشوار و طاقت فرساست

گذراندن روزهای تنهایی
در حالی که تظاهر می کنی هیچ چیز
برایت اهمیت ندارد .

اماچه شیرین است در خاموشی و خلوت

به حال خود گریستن



دلــــــــــــــــــــــــــــــم شکستــــــــــــــــــــــــه




کاش میدانستی که درون قلبم خانه ای داری تو که همیشه آنرا با شفق می شویم


و با آن میگویم که تویی مونس شبهای دلم
کاش میدانستی باغ غمگین دلم بی تو تنها شده است
و گل غم به دلم وا شده است..

کاش میدانستی که درون قلبم با تپشهای عشق هم صدا هستی تو
کاش میدانستی که وجود تو و گرمای صدایت به من خسته و آشفته حال زندگی می بخشد.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٥ ٢:۱٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

نــمی شــود دوســتـت نــداشــت
لــجـم هــم کــه بــگـیرد از دســتـت
نــهـایــتـش ایــن اســتـــ کــه
دفــتـرچــه ی خــاطــراتــم
پــراز فــحـش هـای عــاشــقـانــه مــی شــود ...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٤ ۱:٥٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و واکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٤ ۱:٤٩ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چه قدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من می گم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خوابت رو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم رو دوختم
من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره می دونم
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش
من میگم که رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد
من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟
من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دل به تو بستن ؟
تو میگی اینقده هستن
من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه
من می گم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیکار کرد ؟
تو میگی کشت و فرار کرد
من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بی گناهه
من میگم رفته که حالا
تو می گی مونده خیالا
من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی
من میگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر میگرده ؟
من میگم بیاد الهی
تو میگی که خیلی ماهی
من میگم ماهت سفر کرد
تو میگی تو رو خبر کرد ؟
من میگم هر کی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟
من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم یه جایی
من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره
من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه
من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست
من میگم به روزها شک کن
تو میگی بهم کمک کن
من میگم خدانگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
پشت تو آب نمی ریزم
که نروندت عزیزم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٥/٤ ۱:۱٩ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ