عاشقانه ها
تبليغات
شارژ
درباره ما
پسر دلشکسته

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار و یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم نظرنظرنظرنظرنظرنظربدونظربده webloglovely11@yahoo.com

لینک دوستان +3
امكانات

موضوع : , نظرات : ()

نوشتن بر خاک آسان تر و بر سنگ سخت تر است !!!



با انگشت بر خاک می نویسی وبا تیشه بر سنگ



نوشته های خاکی میهمان اولین نسیم است



نوشته های سنگی میهمان تمام تاریخ



زندگی را بر خاک می نویسی یا بر سنگ ؟!


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٥٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

مرا از یاد خواهی برد می دانم



و من از دیدگان سرد تو یک روز می خوانم



سرود تلخ و غمگین خداحافظ مرا از یاد خواهی



برد و از یادم نخواهی رفت من این را خوب می دانم



که روزی هم مرا از خویش خواهی راند و قلبت را که



روز ی آشیانه گرم عشقم بود خواهی برد، تو از یادم



نخواهی رفت و چشمان تو هر شب



آسمان تیره ی احساس من را نور می پاشد



و من با خاطراتت زنده خواهم بود چه غمگینم



از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی چه بیزارم



مرا از یاد خواهی برد می دانم



و می دانی که از یادم نخواهی رفت


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٥٤ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

امشب دلم گرفته است

می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم

از ابرهای تیره ای که با نسیم خیانت به آسمان دلم آوردی

می خواهم گریه کنم اما نمی توانم ...

می خواهم تو را به یاد بیاورم ...

و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم نزنم

اما افسوس ... گذشت دقایق چهره ات را از یاد من برده اند ! ...

می خواهم اولین ساعتی که نگاهم کردی رو

به یاد بیاورم ... اما افسوس ...

آخرین نگاه تلخ و سرد تو نمی گذارد ! ...

می خواهم اولین دقایق با تو بودن را

به یاد بیاورم ... اما افسوس ...

می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم

اما نه! دلم نمی آید .....


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٥٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

تمام دیروز به مرگ شیرین فکر می کردم

وقتی رسیدم خونه، شعله بخاری رو زیاد کردم، در و پنجره ها رو هم بستم

خوابیدم ...

آرزو کردم شلنگ بخاری سوراخ شده باشه یا کودکی به شوخی دودکش رو مسدود کنه!

دلم می خواست برای همیشه بخوابم ....

خواب ابدی!!

مرگ شیرین!!

وقتی کم کم احساس سنگینی می کنی

احساس خلأ ...

انگار تک تک سلول های بدنت یواش یواش به خواب می رن

مثل وقتی که شب هنگام شهری رو از نمای دور تماشا می کنی،

که روشنایی خونه ها یکی پس از دیگری خاموش می شه

و بعد ....

خاموشی محض ...

سکوت ...

مرگ ...

ابدیت ...

درست وقتی که فکر می کردم همه چیز تمومه ....


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٥٠ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم*

بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم،*

چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم*،

اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم*

اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست *

اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم *

اگه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٤٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

چه زیباست بخاطر تو زیستن


وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن


و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن


برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٤٥ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

تنها مسافت است که دلهره هایم را می شوید

سفر در امتداد شکوفه های گیلاس

دلم اندکی آزادی می خواهد

دلم اندازه آسمان ها رقص می خواهد

دلم اندازه اردیبهشت سبزینگی می خواهد

دلم پرواز می خواهد به مانند خواب هایم

دلم می خواهد کفش های قرمز بپوشم

دلم می خواهد وسط خیابان راه بروم

دلم آزادی می خواهد

دلم اندکی دلخوشی می خواهد

تنها مسافت است که دلهره هایم را می شوید ....


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٤٠ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:۳۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

می برم تا که در آن نقطه ی دور

شست و شویش دهم از رنگ گناه

شست و شویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه ی امید محال

می برم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد..می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاص


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:۳٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

باشه؟!!

یادت باشه...

"دوستم داشتی"،از من خواستی .یادم باشه..

جای خوابت در آغوشم،گفتی باشه!!یادت باشه...

تو لبهایم را بوسیدی،گفتی عشقم یادت باشه...

قلبم باید بپیماید پیچ و خم های تنهایی

من آسوده نمی خوابم دراین افسون و رسوایی


شن های ساحلی
کلبه های گلی
چشمان باز صدف
موجی که تن پوشیده با تور کف

هر یک در این دریا
چون دل عاشقم
انتظار تو را دارد
بر لب های قایق رانان نغمه خوان

خاموشی کرده آشیان
بی تو جانا
باز آ، باز آ با طنین آواز خود
با فسون و با ناز خود
بار دیگر بلرزان قلب دریا را


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:۳۳ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

واقعا دوستت دارم


واقعا دوستت دارم


گرچه شاید گاهی

چنین به نظر نرسد


گاه شاید به نظررسد

که عاشق تو نیستم

گاه شاید به نظر رسد

که حتی دوستت هم ندارم

ولی درست در همین زمان هااست

که باید بیش از همیشه

مرا درک کنی

چون در همین زمان هاست

که بیش از همیشه عاشق تو هستم

ولی احساساتم جریحه دار شده است

با این که نمی خواهم

می بینم که نسبت به تو

سرد و بی تفاوتم

درست در همین زمان هاست که می بینم

بیان احساساتم برایم خیلی دشوار می شود

اغلب کرده تو ؛که احساسات مرا جریحه دار کرده است

بسیار کوچک است

ولی آن گاه که کسی را دوست داری

آن سان که من تو را دوست داری

هرکاهی ؛کوهی می شود

و پیش از هر چیزی این به ذهنم می رسد

که دوستم نداری

خواهش می کنم با من صبور باش

می خواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و می کوشم که این چنین حساس نباشم

ولی با این همه

فکر می کنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی

که همیشه

از همه راههای ممکن

عاشق تو هستم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:۳۱ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

هر چه بادا باد

یا پا روی گندم می نهم

یا شبیه سیب

اما

سرخ رویا می شوم

یا خیالم را

به جرم عشق

گردن می زنم

یا برای عشق یک دیوار حاشا می شوم

چشم بر دیدار یک آیینه عادت کرده است

من

برای ترک این عادت مهیا می شوم


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:٢۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()



وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٤ ٢:۱٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن


زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن

درهای بی قراری پروانه بسته نیست

ای غنچه ای که واشده ای احتیاط کن

دیدم کسی که رد تو در باد می گرفت

در باد اگر رها شده ای احتیاط کن

از حالت نگاه تو احساس می شود

با عشق آشنا شده ای احتیاط کن

می ترسم از چشم بد این حسود ها

تفسیر رنگ ها شده ای احتیاط کن

وقتی طلوع می کنی از پشت پنجره

قابی پر از بلا شده ای احتیاط کن

چندیست من عاشق این زندگی شدم

حالا که جان ما شده ای احتیاط کن


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢۳ ٢:۳٢ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

به دریا می زنم امشب دل توفانی خود را


که طوفانی کنم از غم تمام شانه خود را

پس از خاموشی چشمت بدم می آید از

که در دنیا نمی بینم گل یکدانه خود را

نهالستان سبزت را عجب پاییز طولانیست

که عمر من نمی یابد در آن ریحانه خود را

به هر در می زنم دل را خیالت را نمی بینم

که شاید بشکنم یک شب سکوت خانه خود را

چو دیدم شمع بالایت سحر را در نمی یابد

میان شعلــــه افکندم پــر پروانه خود را


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢۳ ٢:٢٥ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

دلتنگی ام برای کوچه ها

اشک هایم برای گلدان ها

شانه هایم برای هر کلاغی

که روزی عاشق شود

و چشم در چشم مترسکی

به فردا بیندیشد !

چشم هایم برای تو

سیاره ی کوچکی

که فاتحش بودی !

در آن نخستین قدم هایت به دلم ..

فاتح ابرهای این حوالی !

بیا و برایم ببار ...

ببار که دلتنگ کوچه باغ های خیس خاطره ام

دلتنگ گیسوانی که بوی شبنم می دهد

و دامنی که بوی دامنه های گروس پیر را بدهد ...

و بوی خاک ...بوی پدر ...

و بوی پالتویی که سالهاست

بر شانه های جالباسی تکیه داده است

می بینی ؟ چقدر غریبم !

و غریبی ام چقدر بلندتر است از ارتفاع بی قراری های زمین

وقتی که با قله کوهی خورشید را بوسه می زند !

من بانوی شعر وآیینه ام

اما چین های صورتم را کسی عاشق نمی شود

زیرا که مردمان این حوالی

شمارش ستاره هایشان به شمارش چین های دامن است

و هر چه زیباتر برقصی

شاپرک های بیشتری شانه های تو را می بوسند ...

و هر چه بیشتر برای من بباری

بیشتر کاهگل این دل شکسته بوی آسمان می گیرد !

من بانوی تمام کوه های تنهایم

تمام صخره های پیری

که زخم های خود را قرن هاست خمیازه می کشند

و اعتراف می کنم

یک بار شیرین شدم

در آن دم آخر که فرهاد

میان سنگ ها به صدایی جان می گرفت و

به سکوتی جان می داد ...

و یک بار مُردم !

با غرورم ! عقابی که

از آسمان به خاک افتاد !

مرا با تمام زمین بپوشان !

یک قطعه ...یک سنگ ...

مرا که اقیانوس دردم

در بر نخواهد گرفت ... .


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢۳ ٢:۱٧ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

وقت خریدن لباسهای پاییزی دقت کنید،

لباسهایی بخرید با جیب های بزرگ

به اندازه ی دو دست،

شاید همین پاییز عاشق شدید...


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢۳ ۱:۳۸ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

طاقت میاری رفتنم را مرد و مردانه؟

طاقت میاری بودنم را دور از این خانه؟

اینکه مرا بسپاری از خود توی دستانش

دل خوش کنی به روشنایی سرانجامش

طاقت میاری خنده های تلخ این زن را

وقتی "بله " می گوید و می بخشد این تن را

وقتی که می بازد خودش را توی امضا ها

وقتی که دل می بندد از این پس به رویا ها

آیا لباسی را که دارم دوست ، می پوشی؟

آیا برای خنده بالاجبار می کوشی؟

می خواهی از من دور باشی یا نمی خواهی؟

دستت به دستم می کشد از عمد، گهگاهی؟

شب ها که من می مانم و حسرت برای تو

کی می فشارد بر خودش من را به جای تو؟

اصوات پاشیده شده در اوج آغوشت

چیزی به جا مانده ست تا آن روز در گوشت؟



خاله زنک ها سوژه هاشان جووور خواهد شد

وقتی غذاهایم به یادت شوور خواهد شد

وقتی که می پرسند "خوشبختی؟" و می میرم

وقتی از این خوشبختی بی رحم دلگیرم

شاید بزایم بچه ای را که نمی خواهم

هر چند از درد تهی بودن نمی کاهم

نه ماه بار بغض و شیشه با خودم دارم

بر حاصلش اسم تو را شاید که بگذارم

وقتی صدایش می کنم با لذتی مغموم

پر می شود روحم از این دلتنگی مسموم

شاید بپرسی حال و روزم را از این و آن

شاید به یادت هم نیاید دیگر آن دوران

***

بعد از گذشت سال ها در کوچه ای خلوت

شاید گذر کردیم از هم نرم و بی صحبت

شاید به چشمت آشنا باشد نگاه من

و مکث کوتاهی کنی آن سوی راه من

عمق خطوط زیر چشمم حرف ها دارد

این سالهایی که حرامم شد نمی آید

طاقت میاری در مرور سال ها تردید

ترس از خدایی که خودش از عشق می ترسید؟

***

طاقت بیاری یا نه من طاقت نمی آرم

از احتمال و شاید این شعر بیزارم

من را بگیر آرام در آغوش و نجوا کن

طاقت نیاور.....مثل من ، بنشین تماشا کن.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٢ ٢:٥٩ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

پشت چراغ قرمز های ساعت 4 صبح....

بعد از لحظه های سپری شده ی آغشته به عقل!

زندگی بدون تو را جهنمی می پندارم، به سرخی چراغ ها.

از خیابان ها، بی عبور سریع و کمرنگ من و تو...

از مکث چهار راه های پی در پی...

از بوی صبح،بی تو.... تصویر غمگینی در ذهنم نقش می بندد که تجسم ضعیفی ست

از رنج زندگی بی حضور تو.

پس از تو کدام دست مهربانی مرا با ظرافت نرگس ها پیوند خواهد داد؟

و کدام نگاه عاشقانه ی مرددی بر نیمی از صورتم سایه خواهد انداخت؟

و کدام صدای گرمی خواهد گفت : " اتفاق می افتد! روزی اتفاق می افتد! "

و اتفاقی که افتاده را ، چه کسی با اشک های من سهیم خواهد شد؟

پشت چراغ قرمز های ساعت 4 صبح.....

چه کسی می داند که چه بر من گذشت....؟!


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٢ ٢:٥٥ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

این خواب ها یعنی خداحافظ بهار من

یعنی بریدی، خسته ای از گیرو دار من

بین دو تا آیینه ماندی ، انعکاسی تلخ

از انتظارش، انتظارت،انتظار من

دیگر رهایت می کنم تا باز برگردی

به دوره ی آرامش قبل از کنار من

از تو برایم خاطراتت، خنده هایت بس

شب های بی کابوس خالی از حصار من

بعد از تو بوی تند غربت می دهد دستم

در چهارراه گلفروشان دیار من

هر جا قراری با تو بود و طعم آغوشی

می سوزد از حسرت پس از این روزگار من

تو روح جاری در منی که شعله می ریزی

در گریه های بعد از این بی اختیار من

این اشک ها تنها امیدم بود وقتی عشق

می خواست خاکستر کند دار و ندار من

ای کاش مثل هر خداحافظ امیدی بود

درحرف هایت.....آتش صبر و قرار من

خوشبخت باش و بی خیال حس و حالم باش

کاری ندارد عشق بعد از این به کار من





بچه که بودم، آدامس هامو قورت می دادم....

خیلی سخت بود!

تنها دلیلش این بود که می گفتن اگه آدامستو قورت بدی روده هات به هم می چسبه!

من از چسبندگی خوشم میومد

از چسبیدن و جزئی از چیزی شدن...

حتی وقتی خیلی سخت بود، باز هم دوسش داشتم

حالا چیزی هست که قورت دادنش از آدامس ها سخت تره

که چسبندگی ای ایجاد نمی کنه

ولی سخته....خیلی سخته

و اون بغض هامه


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٢ ٢:٥۱ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()









پرده ها را بکش که دور شود، شعله های سپیده از تنمان

مگذار آفتاب سر برسد، پا کند توی کفش امشبمان

بعد از اینجا کجاست خوشبختی؟ در هیاهوی سرد آدم ها!

دور کن دستمال حسرت را، از سر داغ و تشنه ی تبمان



بغض پشت حصار چشمانم،دارد از فرط غصه می ترکد

خرد کن ساعتی که می گذرد، اینچنین مثل آب از سرمان

پلک بر هم نمی گذارم تا، خواب از هم جدایمان نکند

پشت درها نشسته خورشیدی، که طمع می کند به بسترمان



یک به یک هر ستاره می افتد، توی گرداب تلخ عقربه ها

این سه پیکان تیز می چرخند، می رسد عاقبت به نوبتمان

خسته ام مثل تنگ مفلوکی، از تکان های ماهی اش در آب

خسته ام از هجوم هر حرفی، به حریم سکوت و صحبتمان



مثل دود غلیظ یک سیگار، بر تن این اتاق می پیچیم

از گسستن نگو، نگو وقتی، در هم آمیخته هم و غممان

نه امیدی به بودنت دارم، نه دلیلی برای ماندن تو

ترسم از درد تیشه هاست بر این، ریشه های عمیق و محکممان



درد یعنی نبودنت وقتی، دو قدم آنطرف ترم باشی

مرگ یعنی سکوت، وقتی حرف ، نشود جا به حجم خلوتمان

عشق ما نور بود، آتش بود، که سیاهی گذاشت دیده شود

از سپیدی روز بیزارم، "دامن شعله های حسرتمان"



پرده ها را بکش امیدی نیست، به جهانی که سخت داد و .... گرفت

کل دنیا درست خواهد شد، از در آغوش هم نبودنمان!!!

شب به شب شانه کن امیدم را، گره ای بود اگر به باد بده

صبح آوار می شود خورشید، روی رویای ترد بودنمان




ps: پاییز را چون دندان عقل ناقصی از من جدا کن که پنجره ها رو به هر سو که باشند، بی پرده جدامان می کنند.

عاقبت روزی من و تو از این سوال بی جواب پروازی تجربه خواهیم کرد که هیچ پنجره ای وسعت آن را به رویای خویش هم ندیده.


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٢ ٢:٤٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

هروقت از کسی جدا شدی بهش بگو برای همیشه خداحافظ هرچند با این کار قلب او را میشکنی واورا نارحت میکنی ولی از انتظار نجاتش میدهی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
سیب می افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ی زمین هستی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...
اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت .
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
کسی یه روزی میاد یه روزی میره، یکی با دلش میره، یکی با پاهاش، ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
جاده خوشبختی در دست تعمیر است دور بزن این اسمش تقدیره
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که...... ماهشون مال منه
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط یکی دونه قلب داده؟ برای این که بگردی , اون یکیش رو پیدا کنی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
انواع قهوه : 1- شیرین مثل چشات2 - رقیق مثل قلبت3- تلخ مثل دوریت
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر می گویم به یادت در قفس غمگینو خسته ... من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ... ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
میدونی دریا چرا دریا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هیچ و قت دریا نمی شد،من یه دریام و تو موجهای منی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
تو اون فرشته ای که وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پاییز را میکشند تا به جای پاهایت بوسه بزنند
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
ای کاش از بدو تولد کور بودم تا که هیچگاه دریای عشق را در چشمان ملیح و فریبایت نمی دیدم
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
سرو اسوه مقاومت و پایداریست من یه سروم چون تو ریشه منی
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون برای تو هرگز کم نمی یاد
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
تجربه شانه ایست که طبیعت وقتی ما کچل میشویم, به ما می دهد!
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
من اون ماهی قرمز کوچولوهستم تو دل شیشه ای تو
*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من میمیرم
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به یاد مرگ . . . بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

 


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢٢ ٢:۳٦ ‎ب.ظلینک ثابت
موضوع : , نظرات : ()

 

.................................................................................
عشق چیست؟ سه ثانیه نگاه , سه دقیقه خنده , سه ساعت از خود بیخودی , سه روز آشنایی , سه هفته وفاداری سه هفته وفاداری , سه ماه بی قراری , سه سال انتظار و سی سال پشیمانی
.................................................................................
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت ؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی   سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد:گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی
.................................................................................
به چشم من نگاه نکن دوباره گریت می گیره 
  ساده بگم که عشق من باید تو قلبت بمیره
فاصله بین من و تو از اینجا تا آسموناست
خیلی عزیزی واسه من اما زمونه بی وفاست
برای این در به دری تو بهترین گواهی
دروغ نگو که می دونم تویی که چشم به راهی
.................................................................................
میگه مرسی , بهش برسی , نگی به کسی , منو میبوسی؟ اگه نبوسی! خیلی لوسی
.................................................................................
زندگی اجبار نیست......مرگ اختیار است......عشق یکباراست......جدایی دشوار است......ولی نفس کشیدن بی تو محال است
 ...............................................................................

از سال آینده کتابهای فارسی اول دبستان مطابق با فرنگ هر شهر چاپ میشود .تهران = بابا با 206 آمد . قم=بابا با تسبیح آمد . اردبیل =بابا با بربر آمد . قزوین = بابا با یک بچه آمد .رشت = بابا رفت آن مرد آمد
................................................................................

الهی تو ماه من بشی و من زمین که سالی 1 بار من دور تو بگردم و سالی 365 بار تو دور من بگردی
...............................................................................
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم وقتی به ساحل نگاه تو رسیـــــــد تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد
................................................................................
تو میروی از سوی من

من میروم تا جان دهم

تا یک شبی در خون خود

عشق تو را پایان دهم
.................................................................................
سر کلاس ریاضی استاد دو خط موازی کشید .خط بالایی به خط پاینی نگاهی کرد و عاشقش شد خط پایینی هم تو دلش عاشقش شد در همین لحظه استاد فریاد زد   دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند.
.................................................................................
زنه رشتیه بهش میگه: آقاجان! یه کفش واسه ما نخریدی ها! رشتیه میگه: ای خانم جان! تو که لنگات همیشه هواست کفش میخوای چیکار
................................................................................
 عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگیست عشقها بازیچه اند عاشقان بازیچه این بازی طفلانه اند حبس نفس است که عشقش خوانده اند گر بیاید دلبر تازه تری برق عالم سوز خاموش می شود چهره ما هم فراموش می شود
.................................................................................
الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خود
.................................................................................
تو مثل خورشید میمونی ، میدونی چرا ؟ چون با همون نگاه اول میشد فهمید که از پشت کوه اومدی
................................................................................
آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد آمدم تا از سر دلتنگی و دلواپسی گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی چون شراب کهنه ای نوشت کنم اما نشد نازنینم، نازنینم یا تو هرگز نرفت از خاطرم آمدم تا این سخن آویزه گوشت کنم اما نشد شعله شد تا به دل خاکستر احساس تو لحظه ای رفتم که خاموشت کنم اما نشد بعد از آن نامهربانیهای بی حد و فزون سعی کردم تا فراموشت کنم اما نشد
..............................................................................
هفت شهر عشق : شهر اول نگاه و دلربایی ......شهردوم دیدار و آشنایی ...شهرم سوم روزهای شیرین و طلایی ...شهر چهارم بهانه فکر جدایی .... شهر پنجم بی وفایی ... شهر ششم دوری و بی اعتنایی .... شهر هفتم اشک و آه تنهایی
.............................................................................
فایده های مرد بودن!! -همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود -مدت زمان مکالمه تلفنی شما حداکثر30 ثانیه است -برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید -درب تمام شیشه های مربا وترشی را خودتان باز می کنید. -دوستان شما توجهی به کاهش و افزایش وزن شما ندارند -جنسیت شما در موقع مصاحبه استخدام مطرح نیست. -لازم نیست کیفی پراز لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید
..............................................................................
vaghti ke mikhay in off ro bekhobi safaro bozorg kon @@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@
.................................................................................
اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست
اگر کلمه دوستت دارم پایان همه جداییهاست
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست
اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست
پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم
.................................................................................
می گوین د جک تکراری حرام می باشد و کفاره آن 1- یاد دادن منطق به 60 ترک 2- آموزش غیرت به 60 رشتی 3- 60 بار شرکت در نماز جمعه قزوین می باشد
.................................................................................
ای من به فدای اون ناز و ادات تو حال بده تا بکنم جونما فدات
.................................................................................
قدر اشکاتو بدون اگه یه روز ی تموم بشن دیگه چه جوری می خوای سر خاک من گریه بزار همه بدون که عاشق مردن من بودی حالا می خوای چیکار وقتی که بارون هم نمیاد آخه آسمون هم دلش نمیاد تو رو خیس کنه چون دل یکی رو شکستی برو دلشو بدست بیار ولی آسمون صداش در میاد بهت می گه حالا دستو به سو خدا دااز می کنی وقتی زیر خروارها خاک رفته گل شبو تو ؟؟؟؟؟؟؟
............................................................................
azizam lotfan yeki az axato baram befrest mikhaim varagh bazi konim take delemoon gom shode!!
..............................................................................
برو تو میکروسکپ نگاه کن! . . . . . . . . . . . . نگاه کن! . . . . . . . . . . . .  سرکار نیستی، نگاه کن! . . . . . . . . . . .خوب دقت کن! . . . . . . . . . . . . اون دل منه که برات یه ذره شده!
...............................................................................
خاطرم آید که شب ها با تمام آرزوها بوسه بر لب های تشنه می زدیم اما دریغا
..........................................................................
خیال کردم بری میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تورفتی تازه عاشقتر شدم من از اونیم که بود بدتر شدم مثه دیونه ها دیونه وارت دیگه در مونده بودم از عشق توی کارت حالا عاشقتر از اونی که بودم از دست دادم همه بودو نبودم تو رفتی رفتنی اما نه از دل مگه میشه تو رو یادش بره دل
...........................................................................
غروب آفتاب زیباست
                                       
                                                  ولی غروب عشق هرگز :: <<
.............................................................
اگه لحظه ای چشمانت رو باز کنی میبینی برای تو می میرم در غروب

     پس  مرا با خودت ببر

به امید روزی که بتوانم پایان تنهایم روبا تو جشن بگیرم
.........................................................................
با این هوای سرد و غریبانه ام بساز

                                                        با من بمان ? به سمت هوای دگر مرو !!
.............................................................................
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد -عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
........................................................................
در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد*
................................................................................
به سوی من بیا تا تو را حس کنم و دنیا خواهد دید داستان عشقی سوزان را که شعله اش در قلب من خواهد بود
.............................................................................
بهشت هیچ است در برابر گام برداشتن در کنار تو در شبی زیبا زیر نور ماه
.............................................................................
عشق!!!؟ آدم تو زندگیش فقط یه بار عاشق میشه اگه حتی به دو بار کشید اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد حتی یه لحظه هم عشقش رو نمیذاره و بره اگه این کارو کرد اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد چشمش خود به خود روی همه بسته میشه اگه نشد اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد فقط صلاح و خوبیه عشقش رو میخواد اگه غیر از این بود اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد یه لحظه نمیتونه غم عشقش رو ببینه و آروم بگیره اگه غیر از این شد اون عشق نیست
..........................................................................
 یه متن قشنگ اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟ من یه کرم سیب بودم و تو یه کرم ابریشم ... من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم و تو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی ولی نمی دونم چی شد که من طاقت نیاوردم و فقط یه خورده سیب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پیله بستی... حالا دومین باره که عاشقت شدم اما من هنوز یه کرم سیب هستم و تو یه پروانه خوشگل تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیب هایی که جایی برای خورده شدنشون نمونده ... از هر چی سیبه منتنفرم
............................................................................
 نمی دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهایم را نمی دانم تو می بینی نگاه بی صدایم را که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت ... بدون عشق تو من هیچم
...........................................................................
آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
...............................................................................
که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آنیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست
............................................................................
شکسته شیشه ی قلبم  کجایی مرهم دردم

                 تو را در غربت عشقم غریبانه صدا کردم...
mmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
آتش عشق تو در شعله گرفتارم کرد

                                                   رخ زیبای تو در دام گرفتارم کرد
*گره زلف تو انداخت گره در کارم

                                    این کمندی است که در حلقه گرفتارم کرد

*هوس عشق تو در کام جنونم افکند

                                   این جنونی است که صد ساله گرفتارم کرد

*چهره حور ندارد رخ زیبای تو را

                                        این جمالی است که با ناز گرفتارم کرد

*شربت لعل لبت باده مخمورم کرد

                                    این شرابی است که مستانه گرفتارم کرد

*منت از می نکشم چشم خمارت بینم

                                     این نگاهی است که با غمزه گرفتارم کرد

*آشنا در دل ما راه به جائی نبرد

                                 این چه رسمی است که بیگانه گرفتارم کرد

*تب عشق تو فقط چاره دردم باشد

                                       این دوائی است که بیمار و گرفتارم کرد

*مرد آن است که در عشق حریفت باشد

                                       این ندائی است که از غیب گرفتارم کرد

*نیست راهی که زبند تو رهایم سازد

                                   این حصاری است که بی پرده گرفتارم کرد

*وادی عشق فقط راه به دلها دارد

                                 این مسیری است که یک سویه گرفتارم کرد

*مستی و بی خبری عشق تو از یاد نبرد

                                              خاطرات تو چنین زار و گرفتارم کرد

*یاریم کن که از این جام لبی برگیرم

                                          ور نه مرگ آید و بینی که گرفتارم کرد

*خرمن عشق تو را خوشه هزاران باشد

                                          حاصل زحمت این کاشت گرفتارم کرد

*وقت رفتن نگهم تر ز نگاهت باشد

                                              قطره اشک تو بر خاک گرفتارم کرد

*ای تو در خاطر من تا به ابد زندانی

                                             من رها بودم و عشق توگرفتارم کرد

*سالها دل طلب روی تو از ما میکرد

                                            یک نظر دیدم و بی وقفه گرفتارم کرد

*تا که جان باشد و جان هست به تو میگویم

                                           که فقط عشق تو اینگونه گرفتارم کرد

.................................................................................
چه شیرین است چشمهایت که در هر لحظه می خندد

                                                             گهی بر شادمانیها گهی بر غصه می خندد

*شبیه شاپرکهایی به دور شمع میگردی

                                                    از این سوز و از این چرخش به تو پروانه می خندد

*من از این نا مرادیها نرنجم تا تو را دارم

                                                            به تو آنقدر محتاجم که هر بیچاره می خندد

*اسیر عشق گشتم من رهایی را نمی خواهم

                                                          به این حبس آنقدر نازم که هر آزاده می خندد

*نثار خاک کوی تو کنم هر لحظه جانم را

                                                        برای جان فشانی ها به من هر مرده می خندد

*من از عشق آنقذر مستم که لب بر جام می بستم

                                                به من ساقی از این مستی دوصد مستانه می خندد

*به دست خویش می آرم برون از سینه قلبم را

                                                           به تو تقدیم میدارم که بر من خنده می خندد

*رکوعم را سجودم را قنوتم را تو میبینم

                                                     شوم کافر از این پس من به من ابلیس می خندد

*الهی شکر میگویم که بر من دلبری دادی

                                                              ولی دانم الهم نیز بر این شکرانه می خندد

*یکی یکدانه ای در دل تو را در سینه میکارم

                                               از این کشت و از این محصول به من هر دانه می خندد

*تویی در شعر من معنا تویی در بیت من خوانا

                                                   چنان وصفت کنم در شعر که هر خواننده می خندد

*وصالت گر به دست آرم به بخت خویش میخندم

                                                            بخندد گر به من عالم خودم بر خنده میخندم
............................................................................
گفتم تو شیرین منی گفتی تو فرهادی مگر

گفتم خرابت می شوم گفتی تو آبادی مگر

گفتم ندادی دل به من گفتی تو جان دادی مگر

گفتم ز کویت می روم گفتی تو آزادی مگر

گفتم فراموشت کنم گفتی تو در یادی مگر

گفتم خاموشم سالها گفتی تو فریادی مگر
.............................................................................
با من بمان ای همصدا ، تا آخره اسم سفر
از جاده های پر خطر ، این خسته را با خود ببر
با من بخوان ای همنوا ، شعر سپید عاشقی
این واژه را با هر زبان ، تنها توئی که لایقی
من صد بیابان عاشقم ، دریای عشقم را ببین
از آسمان قلب من ، گلهای حسرت را بچین
در کوچه های عاشقی ، من عابری دلخسته ام
از من گذشتم با دلم ، چون بر دلت دل بسته ام
در فصل سرد عاشقی ، من گرم پندار توام
در وصف عشقت مانده ام ، حالا پی شعری نوام
در شهر بی سامان شب، با یاد تو من شاعرم
از قصه های شهر شب ، تنها توئی در خاطرم ....
..........................................................................
چرا عاقل کند کاری

                             که دودولشس رود زیر گاری
...........................................................................
تو را به دادگاه خواهند کشید.... شاید به حبس ابد محکوم شوی جزییات جنایتت معلوم نیست اما اثر انگشتت را... روی قلبی شکسته یافته اند!!!!!!!!!!!
..............................................................................
درغروب آرزوهایت خواهم مرد دربسترمرگ آرزوی دیدارتوکردم
............................................................................
دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟
...............................................................................
وقتی کسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی کردن آسان تراست، کارکردن آسان تراست. ووقتی که کسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فکرکردن ازهمه چیزآسان تراست
...........................................................................
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
..............................................................................
زندگی 3 ایستگاه داره!عشق...جدایی....و مرگ آقا قربونت ایستگاه اول پیاده می شیم
...............................................................................
بخشندگی را از گل بیاموز، زیرا حتی ته کفشی که لگدمالش می‌کند را هم خوش بو می‌کند
..............................................................................
از زندگی هر انچه لیاقتش را د اریم به ما میرسد نه انچه که ارزویش را داریم
................................................................................
عشق فقط عشق لاتی . عرق سگی و ابجو قاطی . پری و زری و شمسی و فاطی . حبس ابد بی ملاقاتی . فکر نکنی گنده لاتیم . به جون خودت خاطر خواتیم
..............................................................................
مانده ام در کوچه های بی کسی     سنگ قبرم را نمی سازد کسی  

 مُردم و خاکسترم را باد برد      بهترین یارم مرا از یاد برد
................................................................................
مثل یه شمع نیمه جون          دلم تو سینه میسوزه

میخوام که فریاد بزنم           دستی لبامو میدوزه

تنها و دل تنگو غریب         تو کوچه ها چه می خونم

لحظه ی مرگم رسیده         اینو خودم خوب می دونم
...................................................................................................................................
توی مجلس خواستگاری عروس خم شده بود که به داماد چایی تعارف کنه که یکدفعه می گوزه!بعد از خجالتش فرار می کنه و میره تو آشپزخونه . بعدش فامیلای داماد میگن: عروس خانم اگه ایندفعه نمیخوای برینی قندون رو بیار

.................................................................................
چو تهمینه   فریاد   رستم    شنود                     بیامد   که    لیسانس    رایانه    بود

بدو  گفت   رستم   همه   مشکلش                   وز آن دیسک وبرنامه ی  خوشگلش
..............................................................................
............................................................................
تو در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم, نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم, منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ که باد و آفتاب آخر خرابم میکند کم کم.
.............................................................................
کاش همه ی عشقای دنیا عشق آسمونی بود عشق به خدا بود و صفا و مهربونی بود کاش همه ی آرزوها یافتن عشق و خوبی بود کاش توی دنیای ما ستاره ها چیدنی بود کاشکی گلها همیشه توی باغا شاد بودن حتی توی زمستون هم گلها همیشه باز بودن کاشکی تو قلب آدما عشق و مهربونی بود عاشق خدا بودن کاشکی به این آسونی بود دیگه کمتر آدما فکر دلاشون با خداست نمی دونم که چرا قلبشون از خدا جداست؟!!!
...............................................................................
خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد ان کس که انسان است و از احساس سر شار است
..............................................................................
به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
..............................................................................
تو در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم, نگاهت نیز چون مستی خرابم میکند کم کم, منم آن کهنه دیواری به جا از قلعه های سنگ که باد و آفتاب آخر خرابم میکند کم کم.
.............................................................................
من سکوت را در شب و شب را در بستر وبستررا با تو بودن دوست دارم
................................................................................
تویه پشت صحنه ی دنیای ما ...      

خوبی و بدی میمونه یادگار......

                                                             زندگی برای ما یه خااطرست.. از تمام لحضه های روزگار........
............................................................................
 ده درصد دلم تنگه، بیست درصد یادتم، سی درصد میخوامت، چهل درصد بیقرارم، پنجاه درصد دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد دیوونتم، هشتاد درصد نوکرتم، نود درصد دوست دارم، صد درصد سر کاری!
............................................................................
 مایلم روزی که میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگذارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند .
...............................................................................
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند....و گنجشکها جدی جدی می میرند.....ادمها شوخی شوخی زخم می زنند...وقلبها جدی جدی می شکنند...و تو شوخی شوخی لبخند می زنی...و من جدی جدی عاشق میشم
............................................................................
من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر ونسیم من به سرگشتگی ‌آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم
.............................................................................
ومن به حرمت نگاه تو سکوت می کنم ودرسکوت لحظه های خود زنده می شوم به یاد نوروعشق وزندگی سجده می کنم به پیشگاه حرفهای تو و تو سکوت می کنی ومن به حرمت سکوت تو حرف می زنم برای تو ولحظه های مرده ای که به حرمت نگاه تو سکوت کرده ام
...............................................................................
به کوه گفتم عشق چیست ؟ لرزید به ابر گفتم عشق چیست ؟ بارید به باد گفتم عشق چیست؟ وزیدن به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید به گل گفتم عشق چیست ؟ پرپر شد به انسان گفتم عشق چیست ؟ ......... نا گهان ندایی از درونش گفت : جدایی !!!
.................................................................................
ومن به حرمت نگاه تو سکوت می کنم ودرسکوت لحظه های خود زنده می شوم به یاد نوروعشق وزندگی سجده می کنم به پیشگاه حرفهای تو و تو سکوت می کنی ومن به حرمت سکوت تو حرف می زنم برای تو ولحظه های مرده ای که به حرمت نگاه تو سکوت کرده ام
................................................................................
برای عطر نرگس ها را به شکوه عشق تو تقدیم می کنم
و قسم می خورم تا آن روز که سوار مرگ به سویم می آید
و خورشید زندگانیم آخرین پرتو های طلایی اش را بر من می تاباند
تا آخرین لحظه حیاتم که نیمه جان بر زمین افتادم
و تا آن دقیقه که نام سرخت در قلم همچون چراغی سو سو می زند
و تا آخرین لحظه ای که چشمانم بر روی هم بسته می شود

     دوستت داشته باشم
................................................................................
عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده: عشق یعنی کشک. (جمله عاشقانه : برو کشکتو بسآب)
............................................................................
وابستگی چه زود اتفاق می افتد

قبل از آنکه بدانی راه بر گشت را گم کرده ای

این دلتنگی را بگیر از من

هنوز تولد نیافته ام

من خوب بودن را در فاصله یافتم  !!
.............................................................................
در این فکرم که گر فرصت کنم رخصت بگیرم

دل آزرد آشفته ام را پس بگیرم

اگر روزی دوباره دل هوای همصدا کرد

"دل و دلدار او" از هر دو من نفس بگیرم
...............................................................................
به هر کس می کنم جان را فدا

مثل عقرب می زند نیشم نمی دانم چرا؟؟؟
...........................................................................
من می دانم؛

می دانم روزی از کوچه دلتنگی هایم گذر خواهی کرد.

من آن روز? کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد تا؛

بوی خوش آمدن یار همه را با خبر کند؛

و به انتظار دیرینه ی من پایان دهد.

من تو را? عشقت را? حتی دوست نداشتن هایت را? در سینه ام? در خیالم و در روحم حبس خواهم کرد.
...............................................................................
از نظر معلم شیمی: عشق تنها اسیدی است که به قلب اثر میکند.
از نظر معلم دینی: عشق یک موهبت الهی است که خدا برای بندگانش هدیه کرده است.
از نظر معلم ریاضی: نسبت تابع عشق به تابع عقل مثل نسبت صفر است به یک.
از نظر معلم فیزیک: جوان مانند آهنربایی است که هر عشقی را به طرف خود جذب می کند.
..............................................................................
بدترین درد این نیست که عشقت بمیره

            بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی

بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه

بدترین درد اینم نیست که عاشق یکی باشی و اون ندونه

بدترین درد این است یکی بمیره . بعد از مرگش بفهمی که دوستت

داشته......!!!
...............................................................................
دریا، اولین عشق مرا بردی

دنیا، دم به دم مرا تو آزردی

دریا، سرنوشتم را به یاد آور

دنیا، سرگذشتم را نکن باور


من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان و بی هم آوازم

میروم شبها به ساحل ها

تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا

مینویسم اوج غم ها را
.............................................................................
 خواب ناز بودم شبی . . . دیدیم کسی در می زند . . . در را گشودم روی او . . . دیدم غم است در میزند . . . ای دوستان بی وفا . . . از غم بیاموزید وفا . . . غم با همه بیگانگی . . . هر شب به من سر می زند
...............................................................................
دوست داری بگم میخوام هر روز صبح با صدات بیدار بشم؛ بعد بفهمی با ساعت بودم؟! دوست داری بگم چرا رفتی؟ بعد بفهمی با برق بودم. دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟! دوست داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی با... نه! ایندفعه با خودت بودم :
..............................................................................
اسپانیایی ها میگن : "عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است ." ایتالیایی ها میگن:"عشق یعنی ترس از دست دادن تو !" ایرانی ها میگن :"عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یک ببخشید تمام میشود
...............................................................................
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد؛ از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست
.............................................................................
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم
.................................................................................
 رو سر کنم / نمی دونم بعد تو من چی رو باور کنم / نمی تونم نمی تونم من تو رو رها کنم / بعد تو من چه کسی رو عشق من صدا کنم
............................................................................
زندگی جدولیست که هر کس آن را پر کند جایزه اش مرگ است
.............................................................................
قیمت چشمای تو قلب منه ،‌ اندازه نیست

واسه دوست داشتن تو نیازی به اجازه نیست

.......................................................................
بی تو چیزی از این عالم نمیخوام

                   تو فرشته ای من آدم نمیخوام

میدونی خیلی زیادی واسه من

                   همیشه عادتمه کم نمیخوام

...........................................................................
اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی ؟اجازه هست خیال کنم بازم می آی می بینمت ؟ با اون چشمای مهربون دوباره چشمک می زنی؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو با اتکا به عشق تو تو زندگی برم
.............................................................................

 

 


پسر دلشکسته ۱۳٩٠/٢/٢۱ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظلینک ثابت
Theme Name: Mitra Version 2 Powered By PersianBlog.ir

بیست تمپ