LOVE
webloglovely11@yahoo.com
اس ام اس(پیامک) فاطمیه، شهادت حضرت زهرا (س) . . . از فاطمه اکتفا به نامش نکنید نشناخته توصیف مقامش نکنید هر کس در او محبت زهرا نیست علامه اگر هست سلامش نکنید اس ام اس(پیامک) فاطمیه، شهادت حضرت زهرا (س) در خانه آه دارد علی اس ام اس(پیامک) فاطمیه، شهادت حضرت زهرا (س) یا علی رفتم بقیع اما چه سود سبد سبد بیارید گلهای نیلوفری رو بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟ فاطمیه قصه گوی رنجهاست فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست فاطمیه شعر داغ لاله است قصه ی زهرای 18 ساله ست فاطمیه شرح دیوار و در است دفتر در مقام سخت زینب پرور است ما گوشه نشینان غم فاطمیه ایم محتاج عطا و کرم فاطمیه ایم عمری است که از داغ غمش سوخته ایم دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : زآن روزی که سیلی خورد زهرا اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه هست از غم او، سینه ی عالم پر آه خدا کجا و سیلی خوردن لا حول و لا قوه الا بالله اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : ای کاش فدک این همه اسرار نداشت ای کاش مدینه در و دیوار نداشت فریاد دل محسن زهرا این بود ای کاش در سوخته مسمار نداشت کاش قلبم به قبرش راه داشت کاش زهرا هم زیارتگاه داشت اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : دل از غم فاطمه توان دارد، نه و ز تربتِ او کسی نشان دارد، نه آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : بعد از این خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش ام یجیب . . . اس ام اس ایام فاطمیه ، sms ایام فاطمیه : از مشرق قلبم رسیده فاطمیه . رخت عزایم کو ، رسیده فاطمیه . . . دکتر شریعتی: خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. «فاطمه، فاطمه است» خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ، ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ، گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود . شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چکآپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جوابمیده: هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یهدختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرتچیه دکتر؟ دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اونهیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار ازبس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل. همینطور کهمیرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتررو به طرف پلنگ نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته رویزمین! پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتماً یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقاًمنظور منم همین بود! ----------------------- نظر فراموش نشه چندتا جوک خیلی خنده دار سوال امتحانی حیف نون:ضامن اهو چیست؟ جواب حیف نون:قسمتی از بدن اهو است که اگر ان را بکشیم اهو منفجر میشود. پلیس راهنمایی رانندگی شهر حیف نان برای چندمین بار اعلام کرد شهروندان عزیز برای آزمون راهنمایی رانندگی احتیاج نیست ناشتا باشید. لطفاً سوال نفرمایید گفت : مردی به همسرش روزی!!! من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ / گفت : از چند و چون آن بگذر تو بمیری برای من کافیست غضنفر رستوران می زنه واسه تبلیغ جلو درش می نویسه هزار تومن بده مثل خر بخور حیف نون به نامزدش میگه :عصری میام دنبالت چند تا بوق میزنم بیا پایین که بریم بگردیم .نامزدش میگه ماشین خریدی ؟میگه نه بوق خریدم! غضنفر صبح زود یه لیوان خاکشیر میخوره تا شب ملق میزنه که ته نشین نشه اگر دیدی حیف نون تو دعوا فرار کرد تو هم فرار کن چون اون دنباله آجر میگرده دکتر زن حیف نون را جواب میکنه . میره مشهد میگه: الهی قربون اون دستهای بریدت ؛ سرشگافتت ؛ جیگر ریش ریشت ؛ لبهای تشنت ؛ حاجتمو بده خسته شدم تا کی بیام قم تهدید جدید حیف نون اگه منو تهدید کنی خودمو به قتل میرسونم! غضنفر تراکتور مخره بلد نیست خاموشش کنه میبندتش به درخت!! مشتری: آقا شما مطمئنید که این گوشت گاوه ؟ قصاب: بله آقا. تا همین نیم ساعت پیش داشت واق واق می کرد آخه تو آدمی؟؟؟؟؟ – پَ نه پَ؛ تو آدمی! بخشهایی از مکالمۀ آدم و حوا ! جک و لطیفه های په نه په لب دریا یه لیوان چای گرفتم دستم به رفیقم میگم قند داری ؟!؟ میگه واسه چایی میخوای پـَـــ نــه پـَـــ میخوام بندازم تو آب دریا شیرین بشه ********* پلیس تو جاده ماشینمونو نگه داشته بعد از بابام می پرسه دارید میرید مسافرت اون میگه پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم مردمو تو ترافیک نگاه کنیم بخندیم ********* بابابزرگ خدابیامرزمو دیشب تو خواب دیدم، گفت تن لش به جای اینکه یکسره بری بنویسی پـَـــ نــه پـَـــ بشین 2تا فاتحه اخلاص برا من بخون . ********* ساعت 2 نصفه شب دختره با یه آرایش خفن داشت تو یه خیابون خلوت میپلکید، رفیقم میگه دخترفراریه؟ پـَـــ نــه پـَـــ خیلیم دختره پاک و نجیبیه، الانم داره میره دعای ابوحمزه ثمالی ********* بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون ******** از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه در روزهای اول جنگ به یک بسیجی دستور دادم خمپاره شلیک کند و او شلیک کرد. از پشت بی سیم گفتم: به فاصله صد متر از چپ شلیک کن. دیدم شلیک نکرد. پرسیدم: چرا شلیک نمیکنی؟ با بی سیم گفت: الان میرسم و میزنم. من ترانه می سرایم آهنگ زیبای ای نامت از دل و جان با صدای علیرضا افتخاری یک بوسه برات فرستادم بی زحمت دست به دست کن بذار رو لپت خاستگاه این بازی انگلستان است که در سالهای ۱۸۹۰-۱۸۸۰ شاهزادگان (زمان ملکه ویکتوریا) طبقهٔ بالا پس از خوردن ناهار برای سرگرمی به آن میپرداختند. گویا در آن زمان آنها برتر میدانستند تا به جای آنکه در زیر آفتاب تنیس بازی کنند به انجام ورزشی بپردازند که در زیر سقف باشد، پس تنیس روی میز را ساختند. چگونگی بازی پس از ضربهٔ سرویس که میبایست در نیمهٔ زمین فرد آغازگر بر زمین بخورد٫ در ضربههای بعدی توپ باید فقط در نیمهٔ زمین طرف مقابل به زمین بخورد. دو نیمهٔ زمین با یک تور از هم جدا شدهاند. اگر توپ در زمین حریف فرود نیاید یک امتیاز به حریف اضافه میشود و اگر توپ در زمین حریف فرود آید و پس از آن حریف نتواند توپ را به زمین طرف مقابل بزند یک امتیاز به فردی که ضربه را زده افزودده میشود. شناسهها و تعاریف چکیده هر آنچه بازیکن پوشیده با همراه خود داشته باشد به غیر از توپ شامل همه لوازم و اشیایی است که در هنگام اغاز رالی مورد استفاده وی بودهاست. زمانی که توپ از هر منطقهای به جز از قسمت بین تور و پایه آن و یا از قسمت بین تور و سطح بازی عبور کند، در واقع آن توپ از روی مجموعه تور یا دور تا دور آن «عبور کرده» تلقی خواهد شد. شرح شناسهها در آغاز یک سرویس، توپ باید بدون حرکت روی کف دست آزاد زننده سرویس در پشت خط پایانی و در بالای سطح بازی قرار داشه باشد. سپس زننده سرویس توپ را تقریبا با حالت عمودی و به سمت بالا بدون چرخش پرتاب خواهد کرد به صوری که توپ، پس از رها شدن از کف دست آزاد بازیکن حداقل ۱۶ سانتیمتر به سمت بالا بیاید و سپس قبل از ضربه خوردن، بدون تماس با چیزی پایین خواهد آمد. در زمانی که توپ به سمت پایین در حال حرکت است، زننده سرویس به آن ضربه وارد میکند به نحوی که توپ ابتدا با زمین خود و سپس بعد از عبور از روی مجموعه تور و یا از کنار آن، مستقیما با زمین حریف تماس حاصل کند. در بازیهای دو نفره، توپ باید به ترتیب به نیمه سمت راست زمین زننده سرویس و گیرنده سرویس برخورد کند. از شروع سرویس تا وقتیکه به توپ ضربه وارد میشود توپ باید بالاتر از سطح بازی و پشت خط پایانی زننده سرویس قرار داشته باشد و نباید توپ توسط قسمتی از بدن یا لباس زننده سرویس یا یار او از گیرنده سرویس پنهان گردد. ضمنا پس از انجام سرویس، دست آزاد زننده سرویس نباید بین بدن او و تور قرار گیرد. بازیکن مسئول است سرویس را بنحوی اجرا نماید که داور یا کمک او قادر به مشاهده رعایت مقررات اجراء سرویس صحیح از جانب او باشند. درصورتیکه داور نسبت به صحیح بودن سرویس شک داشته باشد (برای اولین بار) تنها با دادن اخطار به زننده سرویس اکتفا میکند(لت) اما امتیاز به دریافت کننده سرویس داده نمیشود. در صورت تکرار بندبالا(تردید داور در ارتباط با صحیح بودن سرویس) خطا گرفته شده و برای دریافت کننده سرویس یک امتیاز در نظر گرفته خواهد شد. در صورتیکه سرویس محققا بطور وضوح غلط باشد، هیچ اخطاری داده نخواهد شد و به گیرنده سرویس یک امتیاز تعلق خواهد گرفت. استثنائا، در صورتیکه داور، پیش از مسابقه از ناتوانیهای جسمی یک بازیکن آگاهی داشته باشد میتواند برخی از موارد عدم اجرای صحیح سرویس را نادیده بگیرد. به توپی که سرویس شده یا برگشت داده شده به نحوی ضربه وارد خواهد شد که یا مستقیما از بالا و یا از کنار مجموعه تور عبور کند و یا پس از اصابت به مجموعه تور به زمین حریف اصبت کند. در بازیهای انفرادی، زننده سرویس ابتدا باید یک سرویس صحیح را اجرا کند، سپس گیرنده سرویس، یک برگشت صحیح را اجرا کند و به همین ترتیب زننده سرویس و گیرنده سرویس هر یک به طور متناوب یک برگشت صحیح را انجام دهند. در بازیهای دو نفره، ابتدا زننده سرویس، باید یک سرویس صحیح را اجرا کند، سپس گیرنده سرویس، یک برگشت صحیح انجام داده، بعد از آن همبازی زننده سرویس، یک برگشت درست انجام میدهد و پس از آن هر بازیکن به نوبه خود به طور متوالی برگشت صحیح را انجام خواهد داد. یک رالی در موارد زیر یک «لت» محسوب میشود: در صورتیکه توپ در سوریس در حین عبور از محموعه تور، به آن برخورد کند، مشروبط بر آنکه سرویس به درستی اجرا شده باشد و یا گیرنده توپ یا همبازی او در توپ انسداد ایجاد کند؛ درصورتیکه سرویس زمانی اجرا شود که گیرنده سرویس با همبازی او آمادگی لازم را نداشته و هیچگونه اقدامی در جهت وارد کردن ضربه به توپ انجام ندهند؛ در صورتیکه بنا به دلایلی که خارج از کنترل بازیکن است، سرویس غیر صحیح یا برگشت غیر صحیح و یا عملی مغایر با قوانین بازی صورت گرفته باشد؛ در صورتیکه بازی توصط داور یا کمک داور متوقف شود. بازی را در موارد زیر میتوان متوقف ساخت: به منظور تصحیح اشتباهی که در سرویس، دریافت و یا زمین رخ دادهاست؛ بمنطور اعلام سیستم تسریع؛ بمنطور اخطار یا جریمه بازیکن؛ اگر عواملی باعث اختلال در شرایط بازی شود به نحوی که در نتیجه رالی تاثیر بگذارد. به غیر از مواردی که رالی، یک لت محسوب میشود، در موارد زیر بازیکن یک امتیاز کسب میکند: بازی از پنج گیم ۱۱ امتیازی تشکیل میشود. هر بازیکنی یا زوجی که زودتر به امتیاز ۱۱ دست یابد، برنده گیم خواهد بود، مگر انکه دو بازیکن و یا هر دو زوج به امتیاز مساوی ۱۰دست یابند. در این صورت برنده، بازیکن یا زوجی خواهد بود که دو امتیاز پی در پی بیشتر از حریف خود کسب کند. سطح روی میز که سطح بازی نامیده میشود، باید به صورت مستطیل بوده طول آن ۷۴/۲ متر و عرض آن ۵۲۵/۱ متر باشد. این میز که در سطح افقی قرار میگیرد باید ۷۶ سانتیمتر از زمین ارتفاع داشته باشد. سطح موثر بازی کنارههای عمودی میز را در بر نخواهد گرفت. سطح بازی میتواند از هر جنسی ساخته شود با این شرط که وقتی یک توپ استاندارد در هر قسمت میز از ارتفاع ۳۰ سانتیمتری رها شود به اندازه ۲۳ سانتیمتر به سمت بالا جهش داشته باشد. سطح بازی باید دارای رنگی یکنواخت به صورت تیره و مات و بدون و بازتاب نور باشد و خط سفید کناری به عرض ۲ سانتیمتر در امتداد طول (لبهٔ ۴۷/۲ متری) و خط سفید انتهایی به عرض ۲ سانتیمتر در امتداد عرض (لبه ۵۲۵/۱ متری) کشیده میشود. سطح بازی به وسیله یک تور عمودی به دو قسمت مساوی تقسیم میشود. این تور موازی با خطوط انتهایی و به طور یکنواخت از یک طرف میز به طرف دیگر آن کشیده میشود. در بازیهای دو نفره، هر زمین به وسیلهٔ یک خط میانی سقید رنگ به عرض ۳ میلیمتر به دو قسمت مساوی به نام «نیم زمین» تقسیم میشود. این خط میانی به موازات خطوط کناری کشیده خواهد شد و باید جزئی از نیم زمین سمت راست محسوب شود. مجموعه تور شامل تور، ضمائم آن، پایههای مربوطه و گیرههایی است که مجموعه تور را به میز متصل میکند. تور باید به وسیلهٔ طنابی که طرفین آن به دو پایه عمودی به ارتفاع ۲۵/۱۵ سانتیمتر بسه شده متصل شود و حد خارجی این دو پایه نیز باید ۲۵/۱۵ سانتیمتر خارج از خط کناری میز باشد. بخش بالای تور در سرتاسر طول آن باید به ۲۵/۱۵ سانتیمتر از سطح بازی ارتفاع داشته باشد. بخش پایین تور، در سرتاسر طول آن باید تا حد امکان به سطح بازی نزدیک بوده و قسمتهای انتهایی دو طرف تور نیز تا حد امکان نزدیک و چسبیده به میلههای نگهدارنده تور باشد. توپ باید کروی شکل و قطر ان ۴۰ میلیمتر باشد. وزن توپ باید ۷/۲ گرم باشد. جنس توپ باید از سلولوئید با مواد پلاستیکی مکشابه و زنگ آن سفید مات یا نارنجی مات و بدون انعکاس نور باشد. راکت میتواند به هر شکل، اندازه و وزن مورد استفاده قرار گیرد اما تیغه (چوب) آن باید صاف و محکم باشد. حداقل ۸۵ ٪ از ضخامت تیغه راکت (چوب راکت) باید از چوب طبیعی باشد. یک لایه چسبانک در میان تیغه راکت میتواند به کمک مواد الیافی مانند الیاف کربن، الیاف شیشه، یا کاغذ فشرده، محکم و تقویت شود اما این لایه نباید ضخیم تر از ۵/۷ درصد کل ضخامت و یا ۵۳/۰ میلیمتر باشد (در این محاسبه هر کدام عدد کمتری باشد در نظر گرفته میشود). هر طرف تیغه یا چوب راکت که برای ضربه زدن به توپ مورد استفاده قرار میگیرد باید از جنس لاستیک معمولی عاجدار که عاج آنها به طرف بیرون است پوشیده شود که در این صورت ضخامت کل آن به انضمام چسب نباید از ۲ میلیمتر تجاوز کند، و یا از جنس لاستیک دو لایه با عاجهای به طرف داخل یا خارح بوده که ضخامت کل آن به انضمام چسب نباید از ۴ میلیمتر بیشتر باشد. لاستیک عاجدار معمولی عبارت است از یک لاستیک بدون منفذ از نوع طبیعی یا مصنوعی که عاجهای آن به طور یکنواخت قرار گرفتهاند. تراکم این عاجها نباید کمتر از ۱۰ عاج و بیشتر از ۳۰ عاج در هر سانتیمتر مربع باشد. لاستیک دو لایه عبارت است از یک لایه اسفنج منفذدار که با یک لایهٔ بیرونی لاستیک عاجدار معمولی با ضخامت حداکثر ۲ میلیمتر پوشیده شدهاست. تیغه راکت، لایه بین آن، لایههای پوشش و یا لایههای چسب بین آن که در قسمتی از راکت قرار داشته باشند که ضربهها با آن زده میشود، باید یکنواخت بوده و دارای ضخامت یکسانی باشند. سطح رویه یک طرف راکت و یا سطح تیغه راکت که رویه نداشته باشد، باید به رنگ قرمز روشن و مات و طرف دیگر آن سیاه باشد. عدم یکنواختی در سطح رویه راکت حتی به صورت جزئی و یا عدم یکنواختی در رنگ ان که به دلیل ضربه خوردن یا ساییدگی رخ داده باشد مجاز است مشروط بر آنکه منجر به تغییر در کل خصوصیان سطح رویه راکت نشود. در آغاز هر مسابقه و هر زمان که در طول مسابقه، بازیکن راکتش را عوض کند باید راکتی که میخواهد از آن استفاده کند به خریف اش و داور نشان دهد و اجازه امتحان کردنش را نیز به آنان بدهد. شما از برف خوشتون میاد یانه؟؟؟؟؟؟ در قسمت نظر سنجی نظر خودتون رو با ذکر شهر بنویسید ..::ممنون::.. ی عشق، ای ترنم نامت ترانهها کاش می توا نستم 
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلی
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا
سند تیر به اصغر زدن امضاء کردنند
شهادت حضرت زهرا ، شهادت حضرت فاطمه ، دهه فاطمیه ، عزاداری ، سوگواری :
حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر که او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر کرده است و هر که او را شاد کند ، مرا نیز خوشحال نموده است .
پیامک ایام فاطمیه ، مسیج ایام فاطمیه
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،![]()
![]()
![]()
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوباره دستور دادم که صد متر اضافه کن و بزن. از پشت بی سیم گفت: بیشتر از پنجاه متر نمیشود. با تعجب پرسیدم چرا؟ گفت: چونکه به درّه رسیدم. بیشتر از پنجاه متر نمیتونم جلو برم.
وقتی خودم رو بهش رسوندم دیدم به جای تنظیم خمپاره انداز با هر دستور من جای آن را تغییر میداد.![]()
![]()
![]()
تو ترانه می نوازی
در ترانه های من اشک است و بی قراری
یک بغل از ارزوهای محالی…
تا ابد چشم انتظاری…
فکر پایان و جدایی…
ترسم از این است که شاید
در نگاهت من بیابم ردی از یک بی وفایی…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صدام کن
اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه تو ام
صدام کن
اگه ………..
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اینجا که من رسیده ام …
ته دنیای بدون تو بودن است!!
همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!
ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!
خوب تماشا کن…
دلم هم تنگ نشده!
یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم …
تو باش و دل من و همه فریادهایی که …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!
حمـاقـت یـعنـی مـن کـه
اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوی !
خـبری از دل تنـگـی تـو نمـی شود!
برمیگردم چـون
دلـتنـگـت مــی شــوم!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آسمـان هـم کـه بـاشی
بـغلت خـواهــم کـرد …
فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش
هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو
دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
و من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟
و حتی شک داشتم که آرامش را می خواهم یا خوشبختی را!
و هنوز دست و پا میزنند
ذهن خسته ام…
قلب درمانده ام…
چشمان بهت زده ام…
حرف هایم این روزها سر و ته ندارد!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صد گونه زحمت داده ام، صدگونه رحمت کرده ای
دیدی زمن صد غفلت و ، صدها محبت کرده ای
در من تو می جوشی نه من ، وین می تو مینوشی نه من
چون شکرت ای ساقی کنم از بس کرامت کرده ای
هرجا که افتادم زپا، ناگه ترا کردم صدا
غافل که آندم هم مرا نوعی هدایت کرده ای
تا آزم از نابخردی، چون کودکان چوبم زدی
دریای رحمت بود اگر ، گاهی عقوبت کرده ای
من چیستم من کیستم، این عاریت من نیستم
من هیچم ای بود ابد، با من مروت کرده ای
من در قفس دل در هوس ، ای با من اندر هر نفس
خاری از این گلزار را ، مشمول عزت کرده ای
بال و پرم را باز ده ، در من مرا پرواز ده
طبع هما را ای که خود، سلطان همت کرده ای
جز او چه در گیتی به پا؟ او مایه بند رنگ ها
دیدی به جز او هرچه را ، ای دیده غفلت کرده ای
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
sms-jok.royablog.ir
شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر غم متن دلتنگی شعر جدایی شعر غمگین متن گریه شعر زیبا
بیا تا برایت بگویم
چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا
در ازدحام بی کسی
فریاد زنم خدایا
جانم بر لب آمد
از اینهمه ملامت
اما …..
سکوت من دوباره
در ازدحام بی کسی
باشد حدیث دیگری.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم
خود به خود هوس باران را می کنم.
آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود
هوس یک کوچه تنها را می کنم
آن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم
قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان
آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،
دلم نمی خواهد باران قطع شود.
دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ، خالی شوم ،
از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی
تنها صدای قطره های باران را می شنوم ، اشک می ریزم ، و آرزوی یارم را می کنم
دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند
لحظه ای که آرام آرام می شوم
و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ، چون باران در کنارم است.
باران مرا آرام می کند ، مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند
آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،
دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،
فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.
صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،
تنهایی در کوچه های سرد و خالی…
کجایی ای یار من ؟
کجایی که جایت در کنارم خالی است.
در این شب بارانی تو را می خواهم ،
به خدا جایت خالی خالی است.
کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد
تو بودی شبی عاشقانه را با هم داشتیم ،
تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.
قصه مرد تنها در یک شب بارانی ،
شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.
آری آن شب آموختم که باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!
این عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است…
بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی!
بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست….
چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید!
وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک…
باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه
همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی ….
ای وای از فردا… و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد ….
آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست ….
نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته….
این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گاهی، فقط گاهی فکر میکنم تمامش یک سوء تفاهم است؛
آن خنده ها، دستهای در هم گره کرده، نگاه های گرم..
دستهایم را می گیرد و می خندد…
بعد هر چه فکر میکنم یادم نمی آید به چه فکر میکردم!
sms-jok.royablog.ir
شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر غم متن دلتنگی شعر جدایی شعر غمگین متن گریه شعر زیبا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کنارم که نیستی همه چی سراب ِ
پر از بغض ِ دنیام ، نفسهام عذاب ِ
تو حبس ِ سکوتم پر از هق هق و درد
ببین درد ِ دوریت با این دل چه ها کرد
کنارم که نیستی پر از اشک ِ چشمام
همون حس ِ تلخی که هیچوقت نمیخوام
یه کابوس ِ لحظم بدون ِ حضورت
شده خون ِ رگهام همۀ وجودت
من ِ تشنه آخر از عشقت میمیرم
تو باشی با عشق ِ تو آروم میگیرم
تو هستی که قلبم پر از عشق و شور ِ
بدونِ تو نبض از دلم خیلی دور ِ
کنار تو بودن یه حس ِ دوبارس
مث ِ لحظه هایی که غرق ِ ترانه س
کنارم بمون تا نفس یاورم شه
تو آغوش ِ تو بودن بازم باورم شه
از سپیده داوودی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر کی اومد تو زندگیم..میبردمش تا آسمون
امروز میشد رفیق راه..فردا واسم بلای جون
نمیشه قبل عاشقو..بدست هر کسی سپرد
نمیدونم بد میاورد..یا چوب سادگیشو خورد
هر چی که به سرم اومد..تقصیر هیچکسی نبود
هر چی که بود پای خودم..تو قصه هام کسی نبود
هیچکسی عاشقم نشد..هیشکی سراغم نیومد
جواب کار خودمه..هر چی بلا سرم اومد
تقصر هیچ کسی نبود..هر چی که بود به پای من
فقط تو بعد از این نیا..میون لحظه های من
رفاقتت مال خودت..منت نزار روی سرم
این قصه ها تموم شده..دیگه نیا دورو برم…
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
sms-jok.royablog.ir
شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر غم متن دلتنگی شعر جدایی شعر غمگین متن گریه شعر زیبا
کاش عشق را از پلک های خود می آموختیم
پلک هایی که تا وقتی خون
در رگ هایشان جاری است هردم برهم بوسه می زنند
پلک هایی که از سحر تا پاسی از شب
برای در آغوش کشیدن هم لحظه شماری می کنند
پلک هایی که حتی برای دقیقه ای کوتاه هم نمی توانند
دوری از یکدیگر را تاب بیاورند پلک هایی که
در لحظه مرگ هم در آغوش یکدیگر جان می دهند
عشق را باید از آن ها آموخت …!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفته ای اینک ، اما ایا
باز برمی گردی ؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد
چه شبی بود و چه روزی افسوس
با شبان رازی بود
روزها شوری داشت
ما پرستوها را
از سر شاخه به بانگ هی ، هی
می پراندیم در آغوش فضا
ما قناریها را
از درون قفس سرد رها می کردیم
آرزو می کردم
دشت سرشار ز سبرسبزی رویا ها را
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آخرین حرف تو چیست؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر غم متن دلتنگی شعر جدایی شعر غمگین متن گریه شعر زیبا
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
و تازه،داشته باشد،بیا گناه کنیم
بیا بساط قرار و گل و محبت را
دوباره دست به هم داده، روبراه کنیم
اگر به خاطر هم عاشقانه بر خیزیم
نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم
برای دلخوشی چشم هایمان هم هست
بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم![]()
![]()
![]()

شعر:
ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است
تو نسیم خوش نفسی ، من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی ، من چو مرغی در قفسم
تو با منی اما من از خودم دورم
چو قطره از دریا ، من از تو مهجورم
ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است
با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست
با یادت ای بهشت من ، آتش دوزخ کجاست
عشق تو در سرشت من ، با دل و جان آشناست
چگونه فریادت نزنم ، چرا دم از یادت نزنم در اوج تنهایی
اگر زمین ویرانه شود ، جهان همه بیگانه شود ، تویی که با مایی
ای نامت از دل و جان ، در همه جا به هر زبان جاری است
عطر پاک نفست ، سبز و رها از آسمان جاری است
نور یادت همه شب ، در دل ما چو کهکشان جاری است![]()
![]()
![]()
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
بوسه ابتکاریست از طبیعت برای زمانی که احساس در کلام نمی گنجد
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
انسان به سه بوسه نکمیل میشود ،
بوسه ی مادر که با آن پا به عرصه ی خاکی میگذاری ،
بوسه ی عشق که یک عمر با آن زندگی میکنی ،
بوسه ی خاک که با آن پا به عرصه ی ابدیت میگذاری
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
بوسه یعنی لذت دلدادگی ، لذت از شب لذت از دیوانگی ،
بوسه آغازی برای ما شدن ، لحظه ای با دلبری تنها شدن ،
بوسه آتش می زند بر جسم و جان ،
بوسه یعنی عشق من با من بمان
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
گرچه از دوری این فاصله ها مایوسم ، از همین فاصله دور تورا می بوسم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
امید نگاهت ، ایستادن روی شانه هایت ، سر نهادن گونه های زیبایت را ،
بوسه دادن مرا ، خوش تر از این آرزویی است
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
بی تو دنیا رنگی ندارد ، خنده با من انسی ندارد
کاش می شد بودی کنارم ، گرچه آهم سودی ندارد ،
بوسه می دادی نغمه ام را ، چون که شعرم نائی ندارد
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
کاش میشد
بوسه ها را قاب کرد
مثل نامه سوی هم پرتاب کرد
کاش میشد عشق را تقسیم کرد
مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد .
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی ، برگ درختان انتظار پاییز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
هنوز هم در کوچه های خلوت عاشقی ، در میان سکوت
بوسه هایمان زندگی می کنم
شاید رهگذری مژده ای از رویای ماندگار و عشق جاودانه ام ، به همراه بیاورد .
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
عشق یعنی التماس و انتظار
عشق یعنی بوسه ای بر دست یار
عشق یعنی پا و دل دنبال تو
عشق یعنی هرچه دارم مال تو
عشق یعنی خال و ابروی کمان
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی تا ابد با من بمان
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد ، با سبدی پر از
بوسه هم خواهم آمد ، و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی تا ابد دوستت دار
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان آب را پر از
بوسه های بی پاسخ میکند
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ، گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ، گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
با تو پر شور و نشاطم ، تو هیاهوی نگاتم ، تو یه آواز قشنگی ، من تو آهنگ صداتم ، مثل خنده رو لباتم ، مثل اشک رو گونه هاتم ، تو رو می بوسم انگار ، شاعر شعر چشاتم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
اس ام اس اورژانسی : همین الان که داری مسیج می خونی ، خودت رو ماچ کن ، دلتنگت شدم!
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
یک ماچ خصوصی به لبم اهدا کن ! ای دولت عشق در لبانت! لطفا. اصل چهل و چهار را اجرا کن
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه. درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
انواع بوس:
۱٫بوس صورت : دوست داشتن
۲٫ بوس پیشانی : آرامش
۳٫بازو : شوخی کردن
۴٫لب : عاشق بودن
۵٫ گردن : نیاز داشتن
تو کدومشو به من میدی ؟!
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست ، ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را ، تو گل ناز منی از دور می بوسم تو را
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
بیب بیب برو کنار ، این اس ام اس یه بار بوسه داره ، برو کنار خیس نشی !
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
شبی پر کن از بوسه ها ساغرم
به نرمی بیا همچو جان در برم
تنم را بسوزان در آغوش خوش
که فردا نیابند خاکسترم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
ای بهار بوسه در بزم بلور ، چشم بد از چشم زیبای تو دور
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
می شود مثل نسیم بال در بال پرستو ، بوسه بر قلب شقایق ها بزنیم ، هیچکس تنها نیست ، ما خدا را داریم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت ، بیچاره از عشق فقط سوختن آموخت
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
آن بوسه که از روی تو در خواب گرفتم
گل بود که از شاخه ی مهتاب گرفتم
هرگز نتوانی ز من دور بمانی
چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
عشق اگر با عفت توأم شود گوهری است گرانبها و در عشق فاصله بین خطا و پاکی یک بوسه است
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
چشم به راه توام ، قفل شبم باز کن
ماه شبم شو دمی نغمه ی نو ساز کن
بوسه ی باران تو باش ، من عطش بی حساب
فاصله بردار ، باز عاشقی آغاز کن
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
چه می شد دستانم به دستانت گره می شد
چه می شد آغوشم در آغوش خوش تو جا می شد
چه می شد اشک هایم با لبخندت یکی می شد
چه می شد بوسه هایم بر گونه های سرخت جاری می شد
چه می شد گل هایی را که هدیه دادم
در قلب تو سبد سبد عشق می شد .
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
یه حساب در بانک مهر و صفا باز کن تا من میلیون ها بوسه به حسابت واریز کنم ، یادت نره حساب جاری باز کنی
- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – -
من بی تو یم بوسه ی فراموش شده ام ، یک شعر پر از غلط ، یک پرنده ی بی آسمان ، یک نسیم سرگردان ، یک رویای ناتمام
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
معشوق آشنای همه عاشقانهها
ای معنی جمال به هر صورتی که هست
مضمون و محتوای تمام ترانهها
با هر نسیم، دست تکان میدهد گلی
هر نامهای ز نام تو دارد نشانهها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه، خوشه ی گندم به دانه ها
شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دریا به موج و موج به ریگ کرانه ها
باران قصیدهای است تر و تازه و روان
آتش ترانهای است به زبان زبانهها
اما مرا زبان غزلخوانی تو نیست
شبنم چگونه دم زند از بیکرانهها
کوچه به کوچه سر زدهام کو به کوی تو
چون حلقه دربهدر زدهام سربهخانهها
یک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم
سودا کند دمی به همه جاودانهها
قیصر امین پور![]()
![]()
![]()
با دستانی که محکوم به نوشتنند
تنهاییم ،دلتنگیم
و سکوت سرد فاصله ها را
برایت نقاشی کنم
کاش می دانستی عشق چه رنگی دارد
تا می توانستم از دلتنگی هایم
با همان رنگ برایت بوم بسازم
کاش می توانستی شب هنگام
با بالهای شیشه ای خیالت
تا رویاهای شکستنی خیالم پرواز کنی
دستانم را بگیری
و تا ته زمان با من سخن گویی
کاش می دانستی هر شب
در تکرار لحظه ها
خسته از سکوتی بی انتها
با ماه ، با ستاره از تو می گویم
کاش می دانستی در نبودن هایت
به جای تو،
برای شب بو ها
قاصدکها
و یاس های دلتنگ حیاط
شعر می خوانم
در انتظارت می مانم
تا یخ های زمان ذوب شود
تا پرستوها به پرواز در آیند
پس فعلاً محکومم
و محکوم یعنی دلباخته دچار
و دچار یعنی عاشق![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |
